العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)

42

بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)

و اين گفته بيشتر مفسران است و او را جان گفته چون بديد نيايد و خود پوش است يا پوشيده شده ، و در جن هم اختلاف است برخى گفتند : جنسى است جز شياطين و درست‌تر اينست كه شياطين بخشى از جن باشند و هر جنى مؤمن است شيطانش نگويند و جن كافر را شيطان گويند چون بمعنى ناپيداست و به همه اطلاق شود . و سموم باد گرم روزانه است و بسا كه در شب هم بوزد و آتش دارد و سوزش چه در خبر است كه از تف دوزخ است و آن را سموم گويند چون از لطافت در سوراخهاى ريز تن خزد كه در تن آدمى نهانند و عرق و بخار از آنها برآيند و ابن مسعود گفته باد سموم يك هفتادم جزء سمومى است كه شيطان از آن آفريده شده و اين آيه را خوانده . اگر گويند چگونه جاندار از آتش باشد گوئيم اين بمذهب ما روشن است زيرا پيكر نزد ما شرط زندگى نيست چون خدا ميتواند زندگى و خرد و دانش را در جوهر فرد و بسيط آفريند و همچنين ميتواند زندگى و خرد را در جسم آتشين آفريند ( 19 : 180 تفسير كبير ) « هَلْ أُنَبِّئُكُمْ » بيضاوى ( ج 2 ص 199 ) چون خدا بيان كرد كه شياطين نميتوانند قرآن بياورند بيان كرد براى توضيح كه شياطين نتوانند بر محمّد صلّى اللَّه عليه و آله فرود آيند به دو وجه يكى از اينكه آنها بر مردمى بد دروغگو و پر گناه فرو آيند كه تواند با آنها پيوست داشته باشد و محمّد چنين نيست . دوم : اينكه آنها گوش گيرند و بيشتر دروغگويند ، يعنى از شياطين گمان پرانى كنند و بنشانى سخن گويند چون دانش درستى ندارند و خيالبافيها كنند كه بيشتر خلاف واقع است چنانچه در حديث آمده كه جنى يك كلمه بدزدد و به گوش همزاد خود افكند و او صد كلمه دروغ بر آن افزايد و بگويد و محمّد چنين نيست زيرا خبر او از غيب بسيار است و بيشمار و همه مطابق واقع است . و اكثر بكل تفسير شده يعنى همه‌ى آنها دروغگويند چنانچه فرمود « كُلِّ أَفَّاكٍ » و ظاهر اينست كه اكثريت باعتبار گفتار آنها است يعنى اينان كم